سيد محمد كمره اى

520

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

اگر كسى انگور خصوصى داشته باشد و بخواهد خانه خود ببرد آيا ماليات فروش را بايد بدهد ؟ گفت بايد بياورد توى باغ و مثل سايرين ماليات داده ، بعد به خانه خودش ببرد . بعد يك‌بار الاغى انگور خوراكى به چهار تومان و يك قران هم پنجشاهى زيادى به حمال دادم و به خانه آوردم . انگورش خوب و بعد از وضع يك مقدار به جهت خوراك مابقى را بچه‌ها به خمره انداخته من هم بيرون آمده ، ساعت‌ساز را ديده ساعت او را تا ساعتم را درست نمايد از او گرفتم . بعد به دكان حاجى ميرزا على صراف [ رفته ، پرسيدم ] كه اگر وقتى چهار پنج هزار تومان لازم شود آيا با رهينه و منافع به من مىدهى ؟ گفت نمىتوانم . بعد دكان آقا ميرزا خليل بزاز رفته يك چهارقد مشمش به جهت بتول خريده ، دكان مهرساز رفته قرار شد فردا بدهد . ورود كاكس و احتمال تغيير كابينه بعد مراجعت به خانه در بين [ راه ] مرآت الممالك را ديده ، گفت تا هفته ديگر محتمل است كابينه به‌هم بخورد . كوكس سفير انگليس هم وارد شده و پس‌فردا به حضور مىرود و محتمل است عين الدوله كابينه‌دار بشود . بعد به خانه آمدم با احمد و بتول و ننه اسماعيل نان ، پنير و پياز و انگور و سبزى خورده دراز كشيده ، سه به غروب آقاى مشير اكرم آمد . اظهار داشتند كه مقصودآباد را عظيم الدوله به هفده هزار و دويست تومان مشترى پيدا كرده و امروز بنا بود صيغه خوانده شود . معتمد الدوله و من فكر كرديم كه به مشاركت شما بخريم . حال اگر شش هزار تومان راه مىاندازيد حاضر شويد و ما كارى كه كرديم به آقا مجتبى محرر ، آقا على و آقا حسين پيغام داديم كه صيغه را اين دو سه روزه به تدبيرى عقب بيندازد تا خودمان اين كار را بكنيم . گفتم خيلى خوب است اما من به اين فورى نمىتوانم پول راه بيندازم . گفت جديت نماييد بلكه بشود . در جستجوى پول بعد از چايى بيرون آمديم ، او به محاكمات ، من به خانه ميرزا عباسقلى خان كمره‌اى ، ايشان را ديدم . گفت من خودم نقدا ندارم ، اما حاج جلال لشكر سيصد چهارصد ليره دارد كه از قرار ده - سه و عينا ليره پس مىگيرد . گفتم صرف ندارد .